عمران 89 دانشگاه لرستان

آموزش سه بعدی مقاومت مصالح

سلام دوستان وقتتون به خیر.

با رفتن یه لینک می تونین از آموزش سه بعدی مقاومت مصالح استفاده کنید.البته آموزش به زبان انگلیسی هست اما اگه کمی به خودتون زحمت بدین و یک دیکشنری کنار دستتون بذارین(ویا از این سایت استفاده کنید:

http://bestdic.ir)می تونه در یادگیریتون موثر باشه.بد نیست دوستانی که استاتیک دارند هم سری به این لینک بزنند.

http://web.mst.edu/~mecmovie.....آموزش مقاومت مصالح

موفق باشین.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت 22:20  توسط فاطمه علی بخشی  | 

دومین برنامه صندلی داغ












فاطمه علی بخشی

متولد1371/3/10خرم آباد

بزرگ شده ی خرم آباد-تهران-زنجان-گرگان-اصفهان-دوباره خرم آباد

1.تعارف نکنید هر چی خواستین بپرسین فوقش خوشم نیومد نظرتونو حذف می کنم.

2.از دوستای نزدیکم می خوام رو در بایسی نکنن.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم تیر 1390ساعت 10:35  توسط فاطمه علی بخشی  | 

درباره بتن.

استفاده از بتن در فضاهای شهری

وقتی از بتن صحبت می کنیم به یاد چیزی خشک و خاکستری و بی روح می افتیم و برای ما چیز خوش آیندی نیست.تاریخچه ی بتون به مصر باستان بر می گردد.در لایه هایی از اهرام ثلاثه از بتن استفاده شده.ساختمان های بتونی جذابیتی برای مردم ندارند.در سال های بین 1960 و 1970 روی کار آمدن بتن باعث بی توجهی به معماری و جنبه ی زیبایی ساختمان ها شد.اما...اگر بتون نبود ما نمی توانستیم مایل ها با خیالت راحت از روی  دریا ها به ماشین حرکت کنیم و یا در آسمان خراش ها در طبقات روی هم زندگی کنیم.

دانشگاه MIT

در دانشگاه MITدانشمندان با علا قه ی زییادی از بتون صحبت می کنند.پروفسور هالمینگ جنینگز:بتون در مقایسه با سایر مصالح ارزانه.اما یک مصالح فراموش شده است. مزیت های زیادی دارد.از جمله اینکه توسط کارگرها ی ساده هم می تواند تهیه شود .تحمل کلیه ی شرایط آب و هوایی را دارد از قطب گرفته تا نواحی مرطوب و ..جزو محدود مصالحی است که در زیر آب مقاومتش افزایش می یابد.

با وجود قرنها استفاده از بتن تا به حال این ماده در زیر میکروسکوپ نرفته بود.دانشمندان MIT نخستین گروهی بودند که این کار را انجام دادند.این تحقیقات در سال 2009 به نتیجه رسید.چیزی که در زیر میکروسکوپ دیده می شود کاملا با آنچه ظاهرا می بینیم متفاوت است.مولکول های بتن از آب زیادی تشکیل شده اند که این باعث شکل پذیری آن می شود.

شیوه ی ساخت بتن

هر ساله سی میلیون تن بتون ساخته می شود .شیوه ی تولید بتون بسیار ساده است .بتن را از سیمان می سازندخود سیمان متشکل از خاک رس و سنگ آهن است که بعد از مخلوط شدن آنها با آب ترکیب می شود و اینگونه بتون تولید می شود.اما این روند تولید بتون باعث تولید CO2زیادی می شود که سهم ده درصدی از تولید گازهای گلخانه ای را در زمین دارد که مو جب گرمای جهانی می شود.دانشمندان مدام در حال تلاش برای کاهش تولید مقدار گاز CO2هستند. محققان دانشگاه MIT روی بتونی کار می کنند که به دلیل اثرات مخرب کمتر بتون سبز نامیده می شود. البته نباید انتظار داشته باشیم که به زودی این بتن را در ساختمان ها ببینیم چون فعلا  در مقیاس آزمایشگاهی تولید می شود.همچنین دانشمندان روی پایداری بتن هم کار می کنند که در نتیجه موجب تولید مقدار کمتری بتون می شود که در نتیجه آلودگی کمتری به وجود می آورد.از طرفی  ساختن ساختمان هایی با پایداری بیشتر موجب می شود نیاز به ساختن ساختمان کمتر شود.این مسئله یک نتیجه ی منفی هم دارد و آن اینست که نیروی کار زیادی بی کار می شوند!

منبع:سایت BBC

.................

قابل توجه اون دوستانی که به  بتن علاقه دارند.مسابقاتی در این زمینه قراره برگذار بشه که پوسترش در انجمن علمی عمران موجوده.


+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390ساعت 12:41  توسط فاطمه علی بخشی  | 

حقایقی درباره مردها

آقایون به دل نگیرید...

چرا مردها دارای وجدان پاکی هستند؟

به این دلیل که هیچ گاه از آن استفاده نمی کنند

چرا مردها همیشه خوشحال هستند؟
چون آدم های بی خیال فقط می خندند

چرا روانکاوی مردها خیلی سریع تر نسبت به خانم ها انجام می پذیرد؟
زیرا هنگامیکه زمان بازگشت به دوران کودکی فرا می رسد، مردها همان جا قرار دارند

اگر یک مرد و یک زن با هم از یک ساختمان 10 طبقه به پایین بیفتند کدامیک زودتر به زمین میرسد؟
خانم، چرا که آقا راه را گم می کند

شباهت آقایون با آگهی های بازرگانی چیست؟
شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید و هیچ چیز برای زمانی بیش از 60 ثانیه دوام نمی آورد


به یک مرد با نصف مغز چه می گویند؟
با استعداد

فرق بین نرخ اوراق بهادار با مردها در چیست؟
نرخ اوراق بهادار رشد می کند

خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟
من می تونم کارمو بهتر از این انجام بدم

دلیلی که مردها به مسائل کاری خود فکر نمی کنند
فکری ندارند - کاری ندارند


برای درست کردن پاپ کُرن به چند مرد نیاز است؟
سه تا، یک نفر ماهیتابه را بر روی گاز نگه میدارد و دو نفر دیگر گاز را تکان میدهند تا گرما به تمام سطح ماهیتابه برسد

آقایون لباس هایشان را چگونه دسته بندی می کنند؟
"کثیف" و " کثیف اما قابل پوشیدن"

تنها یک مرد می تواند یک ماشین ارزان قیمت 2 میلیون تومانی بخرد و
یک سیستم صوتی 4 میلیون تومانی بر روی آن نصب کند

شما به مردی که همه چیز دارد چه میدهید؟
زنی که به او نشان دهد چگونه می تواند از آنها استفاده کند


شباهت آقایون با ماشین چمن زنی در چیست؟
هر دو خیلی سخت به کار می افتند، در هنگام کار سر و صدای زیاد ایجاد می کنند و حتی نیمی از وقت را هم نمی توانند به درستی کار کنند


نازکترین کتاب دنیا چه نام دارد؟
چیزهایی که مردان در مورد زنان می دانند

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390ساعت 16:10  توسط فاطمه علی بخشی  | 

آمدم نبودی

سلام

از اونجایی که شما امروز تشریف نداشتین وظیفه ی خودم می دونم تا اوضاع دانشگاه رو شرح بدم.همچین که رفتم آقای محمدی را دیدم کلی سلام علیک کردیم و گفت همه ی استادها می آن.رفتم سر کلاس آقای پاپی کلی چیز یاد گرفتم تازه گفت چون تو امروز اومدی مستمرت بیسته.سر کلاس آقای خیر الدین که هیچی گفت چرا بقیه ی بچه ها نیومدن همه رو می ندازم از دم.کلاس آزمایشگاه هم که به به... کلی اختراع جدید الکتریکی انجام دادیم اون خانومه هم کلی ازم تقدیر و تشکر کرد که اومدم دانشگاه.دانشگاه هم که شلوغ.جای سوزن انداختن نبود.

بالا رفتیم ماست بود  قصه ی ما راست بود

پایین اومدیم دوغ بود  قصه ی ما دروغ بود

واما اصل ماجرا...یک دانشگاه سوت و کور.آدمو یاد صحنه های فیلم جن گیر می انداخت.در گروه عمران بسته بود...منم که  می دونستم با همچین صحنه ای رو به رو می شم خودمو برای یک نبر علمی فرهنگی با رییس دانشگاه آماده کردم.رفتم ساختمان مرکزی.آقای رییس دانشگاه تشریف چی؟؟؟؟؟نداشن.مسئول دفترش گفت هر حرفی داری به من بگو.من گفتم این چه وضعیه؟؟تعطیلات تموم شده من اومدم دانشگاه استادا کجان پس؟؟بنده ی خدا هر چی من داد و بیداد کردم و غر زدم سرش پایین بود هی می گفت بله حق با شماست.گفت آخه ما چی کار کنیم .شما با دوستاتون صحبت کنین بیان تا استادها هم مجبور بشن بیان.اینبار من سرمو انداختم پایین.گفتم من الان حدود یک ماهه دارم رو دوستان کار می کنم می گم دخترای عزیز پسرای خوب پاشین بیاین دانشگاه.خلاصه...در نهایت هم قرار شد از طرف من به رییس دانشگاه بگه من اومدم پیش تو شکایت کنم که خودت تشریف نداشتی.آقای رییس آمدم نبودی.

خوب قصه ی ما به سر رسید

پای فاطمه به کلاس نرسید

(ممکنه بعضی هاتون بگین اینم عاقبت تک روی اما من اصلا از کاری که کردم پشیمون نیستم.)

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم فروردین 1390ساعت 12:9  توسط فاطمه علی بخشی  | 

یک نظر سنجی

سلام

بعد از تعطیلات از چه روزی می آین دانشگاه؟؟؟

بعضی از بچه ها گفتن به خاطر کسانی که از شهر های دیگه می آن هفته ی بعد از سیزدهم رو تعطیل کنیم.خوب ما  فوقش یکشنبه رو نمی آیم ولی دلیل نمی شه تمام هفته تعطیل بشه.

لطفا همه نظرتون رو بگین و به بقیه بچه ها هم خبر بدین که بیان و نظرشون رو بگن. تصمیم اصلی باید حداقل ۷۵ درصد آرا رو بیاره.( درضمن مهلت رای گیری هم تا ساعت ۲۳ روز دهم فروردینه و راس ساعت ۲۴ نظر اصلی رو اعلام میکنیم)

***همه باید تابع نظر جمع باشن و به رای اکثریت احترام بزارن***

یکشنبه چهاردهم یا شنبه بیستم؟؟؟


+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 12:24  توسط فاطمه علی بخشی  | 

ما کجای این قصه ایم؟؟؟

اینها قشنگن نه؟؟

اما جای ما اینجا نیست..زیاد ذوق نکنین.

در ره منزل عمران که خطر هاست در آن......

موفق باشین...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 20:18  توسط فاطمه علی بخشی  | 

محض خنده...

آیا می دانید؟؟؟؟

.

.

.

بچه های عمران دانشگاه آزاد کمالوند تا آخر این هفته به دانشگاه می روند؟؟؟آنوقت ما....هیچی ما متاسفانه خیلی باحالیم.

.........................

رشته ام علافی‌ست
جیب‌هایم خالی‌ست

پدری دارم
حسرتش یک شب خواب

دوستانی همه از دم ناباب
و خدایی که مرا کرده جواب

اهل دانشگاهم
قبله ام استاد است

جانمازم نمره
خوب می‌فهمم سهم آینده من بی‌کاریست

من نمی‌دانم که چرا می‌گویند
مرد تاجر خوب است و مهندس بیکار

و چرا در وسط سفره ما مدرک نیست
چشم ها را باید شست

جور دیگر باید دید
باید از مردم دانا ترسید

باید از قیمت دانش نالید
وبه آن‌ها فهماند

که من ایجا فهم را فهمیدم
من به گور پدر علم و هنر خندیدم
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اسفند 1389ساعت 9:48  توسط فاطمه علی بخشی  | 

یک اثبات علمی

هر کی سوادش بیشتر در آمدش کمتر 

باور کن....

اثبات علمی:


از قديم گفته اند وقت طلاست، به عبارت ديگر : زمان = پول : معادله 1

همين طور گفته اند توانا بود هرکه دانا بود، يعني : توان = علم : معادله 2

مي دانيد که:

زمان / کار = توان: معادله 3

با جاي گذاري معادله 1 و 2 در معادله سوم به اين معادله مي رسيم:

پول / کار = علم

که مي توانيم آن را به اين صورت بازنويسي کنيم:

علم/ کار = پول

بنابراين:

Lim (
پول) = ∞

0→
علم

يعني هرچه علم و سوادت کم تر باشد درآمدت بيشتر است، و اين هيچ ربطي به مقدار کار انجام شده ندارد !

!
به عبارت ديگر وقتي علمت به سمت صفر ميل کند، پولت به بي نهايت خواهد رسيد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389ساعت 11:28  توسط فاطمه علی بخشی  | 

سال 3000 به روایت تصویر

سال 3000 به روایت تصویر

در ادامه ی مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اسفند 1389ساعت 10:26  توسط فاطمه علی بخشی  | 

رسم فنی

سلام

یکی از دوستان به آقای والی زاده در مورد رسم فنی اشتباها  اطلاعات غلط دادن.لطفا به ایشون بگین که باید تمرین های 99و100و101و103را انجام بدیم.برای شکل های 100و101علاوه بر رسم سه نما باید شکل اصلی رو هم بکشیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389ساعت 12:58  توسط فاطمه علی بخشی  | 

خانه های آینده

خانه های حلزونی چه ویژگی دارند؟؟؟

در ادامه ی مطلب می خونین...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفتم اسفند 1389ساعت 9:27  توسط فاطمه علی بخشی  | 

توجه

سلام

سوال های خلاصه ی قسمت 7 تا 14 کمی اشکالات گرامری داشت که اصلاح شد.دوستان اگر اشکال دیگه ای دیدین بفرمایین.

آقای بازوند ممنون از تذکرتون.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اسفند 1389ساعت 20:8  توسط فاطمه علی بخشی  | 

خلاصه داستان

به نام خدا


next day they where in a boat full of different books.Huckle red those books for jim .one of them was about kings. Jim didnt know any thing about kings so Huckle explained for him that are people who some times start a war and some time go hunting.they are very rich but they do not work.the river was foggy and they could not see any thing.Huckle was in a canoe and jim was in a raft.suddenly jim was disappeared but after a long search Huchle found him.at night and when they are near to cairo they hear two men .those men found out that  there is a boat or st in the river.because of the fog they could not see any thing.they had guns and then shoutet"who is there?"Hckle thought for a wile and then said:its me with my family please do not shoot us.we need help.they said ok we will come close to you to find out if you are honest.HUCHKE said:you are good men because no one wanted to help us.because my pap is so sick.one of hose men said to the other"do not go near them."and then put some mony on a piece of wood and pull it to huckle as a help.so whith this trick they escaped.

they heared a loud sound and then they found out it was a steamboat coming near them more and more.it crashed their canoe and they jumped into the water.near the city the met tow men so they decided to be kinde to them and let them com into their boat

one of of them was a kingwho ran away from his country and the other one was a duk.they ordered them  to go down on one knee and wile talking to them and feed the king first.

They told them about Jims problem .duk was a wise man so he came up with an idea.he said we should tide JIM up and if any one asked us about it we will say that he has escaped and we are taking him back to his lord in order to win the price.

Near the city they saw a man.that man asked the king if he as Mr wils.king said:no.my name is Alexander but who is Mr wils?  The man said that Mr wilss brother has died and he has left all his mony for his brother.so his daughters are waiting for their uncle.king made a plan he decided  to play the role  of Mr wils.he went to the daughters house and introduce himself as Mr wils.they believed him.they spend that night in that house but huckle was very sad about kings unfair plan .so he told every thing to the daughters and escaped with jim.they were running fast so they lost each other in the city.after a while Huckle found out that a man have catched jim to win the price.so Huckle went to that mans farm to help jim and make him free.phelpse family were lving in that farm and jim was a prisoner in the small cabin in the farm.as jim entered the house they thought he was aunt sallys(Mr phelps wife) niece .so they greet him warmly and aunt sally said this is my  niece tom.Huckle was very happy.it was like a miracle .because tom was his friend and he knew him very well.so he didn’t tell them the truth to help Jim escape.next day real tom came to the farm but Jim explained every thing for him and tom promised to help him.so they dag a hole to the cabin and made Jim free.then they escaped toghether and lots of people were running behind them.tom was shoot.so Jim said:I wiil be a free man one day but now my friend needs help.  So they returned to the farm and Mr phelpse put JIM to that cabin again.tom and Huckle explained every thung to aunt sally .they told him that Jims lord has died and she had made Jim free she died.aunt sally believed them and finally  jim became a free man

 

What was in that boat? There were a lot of books.

How did they trick those tow men in that foggy night in the river?Huckle said that his pap was sick so they did not  come close to them   

What did Huckle do when the lord wanted to steel girls mony?he told them every thing and then escaped with Jim

What was duks idea for saving Jim?they tided  him up so that if any one asked them about him they would say they are taking him back to his lord.

Why did Mr pelpse  catched Jim?he wanted to win the price

How did they help Jim to scape from that cabin?they dag a hole

What  happened to Jim at last?jim became a free man at last

What did the king ordered them? He ordered them  to go down on one knee  while talking to them and feed the king first.

1.لطفا به سوال ها اکتفا نکنین . حتما متن را بخونین.

2.ممکنه غلط املایی یا گرامری داشته باشه به بزرگی خودتون ببخشین.

3.موفق باشین.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اسفند 1389ساعت 23:54  توسط فاطمه علی بخشی  |